تبلیغات
رنگ زندگی - یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ سه شنبه 26 آذر 1387 توسط شهرام خسروان

 

خیلی سخت گذشت تا رسیدم تو حرم آقا
دلم پر بود
از دنیا و مردمش
از رفقای نامرد
یه عالمه حرف داشتم
درد دل داشتم
بعد زیارت اومدم نشستم تو ایوان نجف
ایوان نه زیاد بزرگ
روبروی ضریح آقا
اشکهام شروع شد و داشتم شروع میکردم که شکایت کنم
زبونم بند اومد
هر کار کردم نتونستم چیزی بگم

گفتم آقا مولا عزیز
آبروی دو دنیا بده

بعدش تو ایوون با صفای آقا دلمو پرواز دادم به گشتن دورش و اشک ریختن
......
و بعد از مدتی کوتاه که بعداً دوستان گفتند دو ساعت بوده انگاری تمامی غم های دنیا از دلم رفته بود
فقط می خواستم تا آخر عمرم همونجا بمونم و نگاه کنم و اشک بریزم
....
نمیدونم تا الان چند نفر ازهمونجایی که من نشسته بودم نشسته اند و عاشق شده اند و رفته اند
......
یا علی




طبقه بندی: خاطره، 
برچسب ها: علی، غدیر،
Blog Skin