تبلیغات
رنگ زندگی - محبت پدر و مادر از زبان جرج لندنی
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 توسط شهرام خسروان

تو مدت دو ماهی که برای شرکت در یک دوره بازآموزی در لندن بودم در همسایگی دوستم مردی حدوداً پنجاه ساله زندگی می کرد بنام جرج . شخصیتی دوست داشتنی داشت ، خنده رو ، با محبت ، مهمان نواز . جرج دفترچه ای سرشار از نوشته های ادبی داشت که بقلم خودش تحریر کرده بود ، این نوشته ها بقدری زیبا و عارفانه بود که انسان را به سیر و سلوک در ابرها می برد ، بطور مثال به قطعه زیر که راجع به پدر و مادر گفته شده توجه کنید :

 

خدایا مرا چنان كن كه از والدینم همچون از پادشاه ستمكار بترسم، و همچون مادر مهربان درباره ایشان خوش رفتارى كنم. فرمانبردارى و نیكوكارى درباره ایشان را در نظرم از لذت خواب در چشم خواب آلوده لذیذتر، و در كام دلم از شربت گوارا در مذاق تشنه گواراتر ساز. تا آرزوى ایشان را بر آرزوى خود ترجیح دهم و خشنودى‏شان را بر خوشنودى خود بگزینم، و نیكوئى ایشان را درباره خود هر چند كم باشد افزون بینم و نیكوئى خویش را درباره ایشان گر چه بسیار باشد كم شمارم.

 

اى كسى كه بدیها را به چندین برابرش از خوبیها تبدیل مى‏كنى.خدایا هر تندروى كه در گفتار با من كرده‏اند، یا هر زیاده روى كه درباره من روا داشته‏اند، یا هر حق كه از من فرو گذاشته‏اند، یا هر وظیفه كه در انجامش درباره من كوتاهى كرده‏اند، پس من آن را به ایشان بخشیدم، و آن را وسیله احسان درباره ایشان ساختم، و از تو مى‏خواهم كه بار وبال آن را از دوش ایشان فرو گذارى، زیرا كه من نسبت به خود گمان بد به ایشان نمى‏برم، و ایشان را در مهربانى نسبت به خود مسامحه كار نمى‏دانم، و از آنچه درباره‏ام انجام داده‏اند ناراضى نیستم

 

خدایا اگر ایشان را پیش از من آمرزیده‏اى پس ایشان را شفیع من ساز و اگر مرا پیش از ایشان مورد آمرزش قرار داده‏اى پس مرا شفیع ایشان كن، تا در پرتو مهربانى تو در سراى كرامت و محل مغفرت و رحمتت گرد آئیم، زیرا كه تو صاحب فضل عظیم و نعمت قدیمى، و تو مهربان‏تر مهربانانى.

 

 

 

گر چه این جملات از زبان انگلیسی ترجمه شده اند اما هنوز طراوت و زیبایی خود را دارند ، زیبایی که از مهد اروپا آمده .

 

 

خاطره ذکر شده کلاً دروغی بیش نبود ، جرجی هم وجود نداشت ، همه ما روزانه ایمیل هایی را دریافت می کنیم که در آنها از زیبایی و خدا و عدالت و نیکی صحبت شده ، و چقدر با لذت اونها رو می خونیم و فوراً هم برای بقیه دوستانمون فوروارد می کنیم ! آیا واقعاً سعی کرده ایم در این چهار گوش کوچک گوگل که دروازه ای ست از دنیا بروی ما گاهی کلماتی مانند محمد ، عدالت ، سجاد یا صحیفه سجادیه را جستجو کنیم ؟ آیا این جستجو نشانه تحجر ماست ؟

حاضریم روزانه جرج و امثال جرج ها بدور از چشم ما شیعه های علی ، کتاب های بزرگان ما را با کمی دستکاری بنام اصول و آیین دین مسیحیت بخورد ما بدهند اما حاضر نیستیم برای درک لذت مناجات برای یکبار هم که شده صحیفه سجادیه را جستجو کنیم !

تمامی مناجات جرج برگرفته از کتاب صحیفه سجادیه بود و دقیقاً که فکر می کنم متوجه می شوم کسانی که در آنطرف آب ها از فرهنگی غنی بهره ای ندارند منابع ما را بنام خود می بلعند و مسلمان تر از ما هستند .

 

 

 




طبقه بندی: اجتماعی،  ادبی،  مناجات، 
برچسب ها: صحیفه سجادیه،
Blog Skin