محبوبا 
امشب میلیون ها دست نیازمند که امیدشان از غیر تو بریده است ، عاشقانه بسوی آسمانت نشانه رفته است
ای کسی که نزد توست عزت و جمال
قربون آسمونت ، آسمون شب های کویر ، از یمین و یسار ، منجوق دوزی شده ، کجای این عالم بزرگ من کوچک ایستاده ام ؟
یا شنونده صداها
زمزمه های میلیون ها لب نا امید از غیر خود را اجابت نما
خداوندا ، شوری اشک های میلیون ها چشم نا امید از غیر خودت را به شیرینی وصال یار تبدیل کن
و تو ای سریع الحساب
امشب را با غم علی آمیختی تا قطره قطره اشک ها را با هزاران هزار حسن و رحمت جبران نمایی
خلصنا من النار یا رب
خداوندا مرا خلاص کن ، از نفسم ، از بدی ها
و ما را به علی ببخش
آن علی که فقط به جرم عدالت خواهی به مسلخ کشیده شد
تو صحن و سرای مسجد کوفه که شب نوزدهم ماه مبارک سال هشتاد و دو قدم گذاشتیم بوی غربت همه جا را گرفته بود ، نه جایگاه سجده پیامبران و نه سنگ کاری زیبای داخل مسجد و نه نوحه های علی انسانی ، این غم تنهایی و غربت رو کم نمی کرد ، صبح که شد همه رفتیم ، مسجد کوفه دوباره با علی تنها شد ، با ناله های علی ، با سینه پر از درد علی از دنیا و مردمانش ، و ما خرم و خوشحال از پخش سیمای مان از شبکه دو می رفتیم بخوابیم وقتی که هنوز هر سپیده علی ضربت می خورد ، حسین تشنه ندای هل من ناصر سر می دهد و صدای سیلی ناجوانمردانه ای فضای کوچه های مدینه را پر می کند . سحر گاه نوزدهم رمضان هر روز صبح تکرار می شود ، و من هنوز مردد مانده ام کجای این دنیا ایستاده ام ، شمشیر بدست گرفته ام برای ضربت زدن به علی ؟، محو تماشای جمال قطامم؟ ، گوشواره از گوش کودکان اسیر کربلا می دزدم و یا منتظرم تا شب شود و اردوگاه حسین را ترک کنم ؟
یا شاهد و یا ماجد
سقف بندگی ام را بالا ببر *، کمکم کن در صف نماز مسجد کوفه بمانم
آدم چقدر تنهاست !
* :
نماز اعشا رو شروع کرده بودم و داشتم سعی می کردم که با حضور ذهن و لحن زیبا اون رو بخونم تا امشب ثواب نمازم رو ببرم بالا ، وسط نماز دزدگیر ماشین صدا کرد ، با خودم گفتم سپردمش بخدا ولش کن ، شیطون است ، تو رکوع بودم که یادم اومد عصری کارت و گواهینامه و خلاصه همه زندگی رو تو ماشین جا گذاشته ام ، دردسرتون ندهم ، نماز امشبم هم شد مثل نمازهای هر شبه ، سقف بندگی ما همینقدر پست است دیگه ، مدارک هم تو خونه بود
برچسب ها: علی،
تبلیغات 
