تبلیغات
رنگ زندگی - تسلیت
خدای من ، ناگفته هایم را اجابت کن .... از گفته هایم پشیمانم

نگارش در تاریخ شنبه 18 تیر 1384 توسط شهرام خسروان

 

پرسیدم از پیری کجاست آن خانه بنت رسول

آنجا که جبرئیل امین می رفته با اذن دخول

گفت تا بنی هاشم برو آنجا ببینی کوچه ای

چون نیک آنجا بنگری بینی بر آن خون بتول

آنجا دری است نیم سوخته ، کز آتش کین سوخته

از کین آنانی که از حق و علی کردند عدول

آنجا در رحمت بود آنجا در جنت بود

هر کس بر آن در در زده او برنگشته بی حصول

آنجاست بیت فاطمه آن قبله گاه ما همه

روی مه پاک حسین آنجاست که بنموده حلول

آنجاست که زهرا را زدند ، آن یار مولا را زدند

استاره محسن نمود در پشت آن دیوار افول

در بین آن دیوار و در قربانی زهرا نگر

گفت با خدای خویش بنما ز زهرا این قبول

آنجاست که زینب می دوید چون ناله مادر شنید

آنجا گل باغ رسول پژمرده گشت و شد ملول

گرییم و گوییم ما همه تا آخر عمر فاطمه

شاید شفاعتهای او آخر شود ما را شمول

 

 




طبقه بندی: بی حساب و كتاب، 
Blog Skin