نگارش در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389 توسط شهرام خسروان
از آسمان که آمدی ، برایم ستاره ای بیاور
برای روشنایی شبهای بی تو بودن
یادت باشد سر راهت دریا را چهار تا کن و در جیبت بگذار
برای پیشانی پر تبم
و اگر مسیرت به کوچه های کودکی افتاد
کمی لبخند و هیاهو برای اتاق ساکتم
فراموش که نکرده ای ؟
همان کوچه هایی که من و تو را عاشق کرد
یادت باشد قرارمان
هر روز سر راه کودکی بازیگوش
اسکناسی بگذاریم باندازه یک بستنی یخی
و او با صورت خیس و عرق کرده و چشمان روشن و براق
دستمال چهار تایمان را خیس کند
برای روزهای بی کسی
برای روزهای سخت بی تو بودن
طبقه بندی: بی حساب و كتاب، ادبی، خاطره، مناجات،
تبلیغات

