همه می دانیم وقتی صحبت از اصلاح الگوی مصرف به میان می آید همه انگشت های اتهام بسمت مردم دراز می شود و مسبب تمامی عقب ماندگی های کشور بخاطر عدم مصرف در چهار چوب های تعیین شده مردم اعلام می شوند . اما مسلم است که اول از هر کاری باید این الگو تعریف شود . اگر در 30 سال قبل در مملکت ما 100 کیلو وات مصرف ماهیانه برق بعنوان الگو انتخاب شد آیا امروز با اینهمه دستگاه های برقی مختلف که صدا و سیمای دولتی ما نیز در تبلیغ خرید آن کم نمی گذارد باز هم 100 کیلو وات مصرفی مناسب است ؟ مقصر کیست ؟ مردم که مصرف می کنند ؟ صدا و سیما ؟ یا تولید کننده و وارد کننده دستگاه های مورد اشاره ؟
همه با این نظر موافقیم که اصلاح الگوی مصرف برای آسایش و رفاه بیشتر مردم است و بس . لذا بنظر می رسد اولین قدم در راه اصلاح الگوی مصرف طراحی آن باشد ، مشخص نمودن حد و حدود مصرف که مطمئناً بسته به شرایط اقلیمی مناطق و زمان تفاوت خواهد نمود والا در نظر من حقیر ممکن است شستشوی ماهیانه خودرو کفایت و برای مالک آن ارابه سانتافه مشکی رنگ هر روز نیز کم باشد !
با تشکر از مهندس علیرضا جعفری
طبقه بندی: چطوری مصرف کنیم ؟، اجتماعی،
برچسب ها: اصلاح الگوی مصرف،
هزار و اندی سال است که مظلومان سیلی خورده عالم زیر لب زمزمه یا زهرا ( س ) دارند و
هزار و صدو اندی سال است آقایی در انتظار است تا تقاص سیلی بنا حق و تمام سیلی هایی که ظالمین در این سالها بر گونه مظلومین زده اند بگیرد .
و هر بار که بنا حق سیلی خوردم یادم آمد از درب سوخته و دستان بسته آقا و کفایت کردم بذکر اللهم عجل لولیک الفرج
فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست ؟
شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست ؟
در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا
تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست ؟
طبقه بندی: اجتماعی، ادبی، عکس،
برچسب ها: فاطمه،
داشتم دست نوشته های آخرین مذاکره ام با شهردار منطقه 13 مهندس جعفری راجع به اصلاح الگوی مصرف رو جمع و جور می کردم که بشینم مقاله هامو تو این باب بدور از سیاست زدگی و از دید و فهم یک عضو ساده این اجتماع شروع کنم که برق رفت !
اولین تجربه ام در سال جدید در خصوص اصلاح الگوی مصرف تو همین بی برقی نصیبم شد
قبل از عید هر موقع برق می رفت شمع روشن می کردیم و تا برق بیاد یک بسته شمع 500 تومانی دود شده بود رفته بود هوا ، با توجه به سوابق ایام گذشته یک فانوس چینی تو ایام عید از بازار زند شیراز خریدم و بعد از کلی در بدر گشتن یک نیم لیتری هم نفت تامین شد و کلاً دیگه تو ایام بی برقی فانوس روشن می کنیم و بس و از مصرف 500 تومان شمع جلوگیری می شود ، عجب نعمتی ست برق و قدرش رو نمیدونیم و مرتب چراغ اضافی روشن می کنیم !
تا اومدن برق حال ما گذشت به تماشای جمال پر نور یار و درود و تهنیت به روح ادیسون و دیگران
به امید خدا تا فرصتی دیگر

طبقه بندی: چطوری مصرف کنیم ؟، اجتماعی، عکس،
برچسب ها: اصلاح الگوی مصرف،
روز چهارشنبه جیره کتابم بدستم رسید ، گر چه این چند ماه اخیر وضعیت ارسال اون از دستم
خارج شده اما بالاخره تو این روزهای شلوغ و گرفتار وقتی بدون زحمت از بین چند تا کتاب یکی دو تا رو انتخاب می کنی و میاد دم خونه یه شانس خوبه که نصیب آدم میشه ، از اون سه تا کتاب پرچینی از اقاقیا رو برداشتم و خوندم ، کل داستان به این بر می گشت که آدم ها اونقدر تو زندگی روزمره غرق شده اند که از خودشون ، از آرزوهاشون ، آرزوهایی که گاهی بدون صرف یک ریال بدست می آید مانند تماشای ماشین های عروس !غافل شده اند ، کتاب اونقدر شیرین بود که تا آخر شب تمومش کردم . راستش تمام شب تو فکر بودم و نتیجه اش این بود که فهمیدم همیشه برای یه چایی خوردن با دوست های قدیمی وقت هست .
پنجشنبه من به دیدن دوستان قدیمی و رفتن بهمراه اونها برای ناهار صرف شد .
تو این عکسی که روز پنجشنبه اونو زیر بارون عجیب فشم گرفتیم نفر اول مجید رو از سال 71 فقط یکبار دیده بودم ، نفر دوم داریوش رو بعد از سال 71 تازه هفته پیش پیدا کردم و نفر سوم از راست سعید رو از 84 ندیده بودم و نفر آخر هم که خودم هستم .
همیشه برای دوستان باید وقتی رو آزاد کرد ، برای داشتن روابط انسانی ، اگر این دوستی ها نباشند چه تفاوتی ست بین ما و ماشین ؟
کی میتونه بمن تعهد بده که هفته دیگه برای دیدن دوستانم هستم و وقت دارم ؟

من درد ترا زدست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست بیادگار دردی دارم
طبقه بندی: اجتماعی، عکس، خاطره،
برچسب ها: فشم، پرچینی از اقاقیا، جیره کتاب،
باز طبق معمول بعد از تعطیلات عید باید بشینیم پای صحبت های همکار قدیمی زمانی که در شهرداری مشهد بودم ، آقای محمد شریف ملک زادگان (که این روزها ملقب هستند به دکتر ملک زاده معاونت گردشگری سازمان
میراث فرهنگی )
چند شب پیش ایشان از میز گرد اخبار کانال 2 ضمن اعلام آمار گردشگری امسال و توضیحات مفصل در مورد شکستن شاخ غول و تامین رفاه و آسایش مردم و خوشبخت نمودن اونها و تعطیل شدن کلی تورهای دبی و مالزی و آنتالیا و جزایر قناری و ... بدلیل پیشرفت های شگرف گردشگری در ایران ، می فرمودند که ما امسال توانستیم سفر را توزیع کنیم و .....
ناخود آگاه یادم آمد بازدید امسال خودم از ارگ کریم خانی شیراز :
بعد از اینکه کلی تو بازار گشتیم و جنس های چینی دیدیم تا شاید دم ظهر صف 200 متری خرید بلیط ارگ کریم خان کوتاه تر بشه حدود های ساعت 3 تونستم برای اولین بار در عمرم قدم به ارگ کریم خانی بگذارم ، ارگی که راجع به اون بیشتر تو کتاب ها خونده بودم ،
متاسفانه از اول بازدید تا آخر بازدید یاد فشار قبر بودم و مدام تو گوشم این جمله بود ( همراه با هل دادن ) آقا برو جلو ما هم ببینیم !
واقعاً گردشگری یعنی اینکه بلیط 500 تومانی بفروشیم و 4 تا دختر خانم کم سن و سال که به ساده ترین سئوالات نمی تونستند جواب بدهند بعنوان راهنما بگذاریم
واقعاً گردشگری یعنی اینکه قسمت های مهم ارگ مانند حمام و سرباز خانه و کلاً اتاق های ضلع سمت چپ رو بروی مردم ببندیم و 4 تا عکس به مردم نشون بدیم
واقعاً گردشگری یعنی اینکه تو ایام نوروز درب دفتر مدیریت بسته باشه
درسته که خیلی از ما تاریخ رو بخوبی نمی دونیم
اما نشان دادن عکس هرکول شیراز چه ربطی به تاریخ کریم خان زند دارد ؟ او که بود ؟
آیا واقعاً زندگی مردم در چادر های مسافرتی 20 هزار تومانی در کنار پارک ها رو میتوان گردشگری خواند ؟
آیا نبودن 4 تا سرویس بهداشتی مرتب و یه نمازخونه تمیز تو راه ها رو میشه گردشگری خواند ؟
اینهم یک سخن گهربار از ایشان در بازدید از فرودگاه امام :
ملک زاده با اشاره به اینکه اطلاع رسانی هنوز در کشور ما جایگاه خودش را پیدا نکرده افزود: مشکل اینجاست که فرقی بین چیپس فروشی و دفتر اطلاع رسانی گذاشته نمی شود و برای انجام کاری در زمینه اطلاع رسانی باید مدام مکاتبه و نامه نگاری کرد و در آخر نیز ما را به شکل یک پفک فروش نگاه می کنند
راستش یادم اومد وقتی که دفتر مدیریت ارگ بسته بود ( حتماً برای ناهار و نماز ) چیپس فروش های داخل حیاط ارگ بکوب مشغول فعالیت بودند
شریف جان سایه عالی مستدام تا عید سال آینده و سفر کارتی دیگر



درب بسته مدیریت


اینهم آقای هرکول شیراز

و چشمانی که دیگر نیستند

بعد از اینهمه دوا و دکتر اینها هم دیگر نیستند

اینهم شکار شکار چی

و اینهم بازدید از ارگ کریم خان توسط عکسبرداری از پنجره اتاق های در بسته
طبقه بندی: اجتماعی، بی حساب و كتاب،
برچسب ها: شیراز، ملک زاده، گردشگری، کریم خان،

