نگارش در تاریخ سه شنبه 27 مرداد 1388 توسط شهرام خسروان
من از تو پنجره 
تو از من پله ای ساخته ای
و روبرویت که می ایستم
لبخند که نه
غمی غریب
بر لبانت به دنیا می آید
خدا که حرفش را گفت
این چند سطر مانده را
می نویسم و
نقطه
فردا
تنها تصویری از تو می ماند
در قابی از آسمان
از خورشید
و من
که طاق باز
دراز کشیده ام
نه برف
نه باران
از آسمان
خاک می بارد
بر سرم
من داغ بوده ام
و تازه می فهمم
که چشم های تو کم کم
کم می شود
من تنها می شوم
تو تنها...
نه!
این فعل
حذف با قرینه معنا نمی شود
می دانم نمی شوی
طبقه بندی: شعر تصویری، ادبی، عکس،
برچسب ها: عشق،
دنبالک ها: صاحبش،

تو از من پله ای ساخته ای
و روبرویت که می ایستم
لبخند که نه
غمی غریب
بر لبانت به دنیا می آید
خدا که حرفش را گفت
این چند سطر مانده را
می نویسم و
نقطه
فردا
تنها تصویری از تو می ماند
در قابی از آسمان
از خورشید
و من
که طاق باز
دراز کشیده ام
نه برف
نه باران
از آسمان
خاک می بارد
بر سرم
من داغ بوده ام
و تازه می فهمم
که چشم های تو کم کم
کم می شود
من تنها می شوم
تو تنها...
نه!
این فعل
حذف با قرینه معنا نمی شود
می دانم نمی شوی
طبقه بندی: شعر تصویری، ادبی، عکس،
برچسب ها: عشق،
دنبالک ها: صاحبش،
نگارش در تاریخ شنبه 9 شهریور 1387 توسط شهرام خسروان

ماهى همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیکران تو
مى برد مرا بهر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاک - !
جرعه جرعه جرعه میکشم ترا بکام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز جان تو !
اى همیشه خوب !
اى همیشه آشنا !
هر طرف که میکنم نگاه
تا همه کرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه میکند شنا
در میان بازوان تو !
ماهى همیشه تشنه ام
اى زلال تابناک !
یک نفس اگر مرا بحال خود رها کنى
ماهى تو جان سپرده روى خاک !
طبقه بندی: شعر تصویری،
نگارش در تاریخ چهارشنبه 2 اسفند 1385 توسط شهرام خسروان
نگارش در تاریخ یکشنبه 25 دی 1384 توسط شهرام خسروان
نگارش در تاریخ سه شنبه 21 تیر 1384 توسط شهرام خسروان
تبلیغات 
