کنار ارغوان می نشینم
و از بهار می گویم
دلم هنوز به پاییز
گره خورده است
پیشتر بهار را
به شکوفایی درخت می پنداشتم
به گردش ماهی در تنگ آب
به هفت سین سفره
پیشتر بهار را
در بوی تازگی فصل می پنداشتم
و تلخی تکالیف مدرسه
امروز
بهار را
در مبهوتی نگاه معصوم دخترکم
که بر دامن دختر همسایه
رشک می برد
طبقه بندی: ادبی،
14
40
101
102
103
منتظر می مانم
باز نمیشود
انگاری به این بخت خراب ما
قفل 7 پیچه زده اند
و چقدر خنده دار
است
که من را
این عدد یک را
سلطان اعداد نامیده اند
طبقه بندی: ادبی،
تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جای تمام روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که اب میشود
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست میدارم
طبقه بندی: ادبی،
ضمن عرض تسلیات فقدان شاعر گرانقدر امین پور شعر زیر که از سروده های ایشان است تقدیم میگردد
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِ سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟
اونهایی که دلشون تنگ شده منو اینجا ببیننند
طبقه بندی: ادبی،
آیا
از این سرزمین گر گرفته خبر داری
کاسوده خاطر و
یکریز
در جلگه های خرم آنسوی دشت
می باری ؟
طبقه بندی: ادبی،
تبلیغات 
