نگارش در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط شهرام خسروان
یه اسپرسو لطفا...یه
اسپرسو که تلخ تر از رفتن باشه
...لطفا!!!
![]()
همه ما حتماً خیلی پیش اومده که جلوی
آئینه شکلک در آورده باشیم ، نکته مهمی که شاید هیچ موقع بهش توجه نکردیم اینه که
چرا میتونیم جلوی آیینه ادا در بیاریم و اما تو خیابون نمی تونیم ؟
واسه اینکه از اونی که تو آئینه می بینیم هیچی نمی خواهیم ، بهش نیاز نداریم ، بدهکارش هم نیستیم !
واسه اینکه از اونی که تو آئینه می بینیم هیچی نمی خواهیم ، بهش نیاز نداریم ، بدهکارش هم نیستیم !
وقتی تمام زمان ها زمان رفتن است ، کام ها تلخ تر از اسپرسوت در رفتن دوستان ، دوستانی که گاهی فکر می کردیم ما رو هیچ موقع ترک نخواهند کرد ، وقتی مردم براحتی هم رو با پول معامله می کنند ،
وقتی می ترسیم از هر صدایی که می گوید : دوستت دارم !!
وقتی بدانجا می رسیم که دیگه از دنیا و مخلوقش چیزی نمی خواهیم پس چرا برای همه چیز احترامی بیش از خودمون در آئینه داریم ؟
بخند و شکلک در بیار برای زمانه جفاکار
در زمینی که زمـان کاشت مرا
گل زیبایش بجــــــــــز خار نبود
پستی و هرزه گی و پرده دری
حسرتا بهر کسی عــــــار نبود
زار و بدبخت و گرفتــــار کسی
که به این عار گرفتــــــــار نبود
طبقه بندی: اجتماعی، ادبی، تهران امروز ،
برچسب ها: خنده، احتماع، رفاقت، دوستی، اسپرسو، تلخ، شکلک، دوستان، معرفت، دوستت دارم،
دنبالک ها: خرید روز،

